دكتر عقيقى بخشايشي
110
طبقات مفسران شيعه ( فارسي )
متكلّمين مانند : ابو على جبّائى و ديگران هم همّ خود را صرف تشريح مقاصد كلامى نمودهاند و برخى علاوه بر آنها در رشتهء تخصّصى خود معلوماتى را بر تفسير افزودهاند كه در شأن قرآن نيست همانند : بسط فروع فقهى و اختلاف آراء فقهائى مانند : بلخى و ديگران ، شايستهترين راهى كه راه معتدل و زيبائى بوده است روشى است كه جمعى آن را پيمودهاند مانند ابن بحر ، ابو مسلم اصفهانى ، عليّ بن عيسى رمّانى نوشتههاى آنان ، صالحترين كتاب در اين زمينه مىباشد و چون آنان نيز خطبههاى طولانى را در آنها وارد ساختهاند ازاينرو نياز به تفسير جامعى بود كه دربرگيرندهء خواستههاى فوق و عارى از نقايص و آفات مذكور بوده باشد . . . . » « 1 » ج - عنصر شيوهاى : مرحوم شيخ محمّد عبده صاحب تفسير المنار در پيش گفتار تفسير خود ، تقسيم ديگرى از تقسيمات تفاسير را ارائه مىدهد و مىفرمايد : « تفسير اسلوبها و شيوههاى مختلفى دارد : 1 . برخى سعى و كوشش نمودهاند كه اسلوب كلام و انواع بلاغت و معانى و بيان آن را توضيح دهند تا مراتب عاليهء كلام خدا را نشان دهند ، و امتياز آن را بر ديگر كلمات و سخنان ثابت كنند ، مانند تفسير زمخشرى . 2 . برخى خواستهاند اعراب و وجوه احتمالات الفاظ را منعكس نمايند مانند جدول اعراب القرآن . 3 . برخى بيشتر قصّهها و داستانهاى آن را مورد توجّه قرار دادهاند و افسانههائى را نيز از تاريخ و اسرائيليّات بر قرآن افزودهاند بىآنكه از منابع معتبر استفاده نموده باشند و بىآنكه تمييزى بين غثّ و سمين داشته يا تنقيحى از نظر مخالفت شرع و نقل را داده باشند . 4 . برخى ديگر تلاش نمودهاند غرائب و عجائب و شگفتيهاى قرآن را نشان دهند مانند طنطاوى . 5 . برخى ديگر به پارهاى از احكام شرعيه مانند : عبادات يا معاملات پرداختهاند و تنها به آيات احكام آن توجّه داشتهاند كه از مشهورترين آنان ابو بكر بن العربى [ يا كنز العرفان فاضل مقداد و زبدة البيان مقدّس اردبيلى در بين خاصّه ] و ديگر فقهاء مىباشند كه تفسيرى بر قرآن دارند . 6 . برخى ديگر بيشتر به اصول عقائد و اختلاف نظرها در باب كلام پرداختهاند كه در رأس آنان امام فخر رازى در تفسير كبير است كه عنايت تامّى به اين گونه مباحث و مطالب دارد . 7 . برخى به مواعظ و اندرزها و نصايح قرآن پرداختهاند مانند : قرطبى و روح المعانى آلوسى . 8 . و جمعى كه ولع و حرص شديدى داشتهاند حكايات متصوّفه و عابدان و شاهدان را نيز به آن مخلوط نموده و از حدود و آداب و فضائلى كه قرآن به آنها فرامىخواند ، بيرون شدهاند مانند : تفسير كشف الأسرار و عدّة الأبرار ميبدى . » 9 . برخى ديگر به اشارات و رموز آن پرداختهاند و كلام باطنيّه بر آنان مشتبه گشته است در رديف اين نوع تفاسير ، آن تفسيرى است كه به شيخ اكبر محى الدّين بن عربى نسبت مىدهند . در صورتى كه آن تفسير نوشتهء كاشانى باطنى مشهور مىباشد ، آن كتاب محتوى ادّعاها و سخنانى است كه دين خدا و كتاب عزيز او ، برىء و بيزار از آنها است او سپس مىافزايد : « اعتقاد من اين است كه اطالهء و تكثير در يك بخش از بخشها ، قرآن را از مقصود اصلى و هدف اساسى خويش ، بازمىدارد بلكه هدف از تفسير آنست ، كه قرآن را آنگونه بفهميم كه دين خدا و
--> ( 1 ) التبيان فى تفسير القرآن ج 1 ، ص 2 ، چاپ دار احياء التّراث العربى لبنان بيروت .